تبلیغات
هیئت قمربنی هاشم
هیئت قمربنی هاشم
محفل جوانان حسینی 

 

قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
ثبت لعن بر قاتلین حضرت زهراء (علیها السلام و الصلاة)-لعنة الله و لعنة رسول الله و لعنة وصیّه و ابناء وصیّه علی الثانی و الاول و الثالث و الرابع








لینک های مفید

سلام علی قلب زینب الصبور

هر چند ندای "هل من ناصرٍ" ندایی در طول تاریخ است، اما این روزها ندای "هل من ناصرٍ حسین" دیگر به گوش نمی رسد؛ تكبیرهای حسین بر شمشیر زدن علی اكبرش خاموش شده است و دیگر حتی صدای ناله ی شش ماهه هم نمی آید.
رسالت حسین و یاران شهیدش در ماجرای كرب و بلا، ظهر همان روز با ذبح عظیم خون خدا پایان یافت. اما این پایان واقعه كرب و بلا نبود. اگر عاشورا، روز عشق بازی شهدا در محضر حق، با سرهای بریده و بدن های متلاشی شده بود، این روزها، روزهای مصیبت و تنهایی و اسارت زن ها و بچه هاست؛ روزهای تجلّی عبودیت زن ها و بچه های خردسال است...این روزها، روزهای زینب است.
تقدیر پروردگار برای نشان دادن صراط مستقیمِ تاریخ، بر مصیبت و اسارت آل الله تعلق گرفته است. اكنون "خون حسین"، این امانت الهی، در دستان امام سجاد علیه السلام و عقیله ی بنی هاشم است. پیش از ظهر آن روز، حسین بارها با خواهرش در مورد حوادث آینده گفتگو و او را به صبر در برابر آنها توصیه می كرد؛ چرا كه انوار خون حسین علیه السلام، باید آینده ی تاریخ بشریت را روشن و الهی كند...ولی این خون نیاز به روشن گری دارد و چه كسی بهتر از شیرزن بنی هاشم، شیر دختر فاتح خیبر، خواهر ابالفضل العباس، زینب كبری علیها السلام.
اما چه بگویم؟! این راه دشواری است كه شجاعت ابراهیم می خواهد، استقامت نوح و فصاحت علی و صد البته صبر ایوب را.
راستی داستان ایوب نبی را شنیده ای؟ صبر ایوب نبی زمانی شهره ی تاریخ شد كه او از آزمایش ها و بلاهای گوناگون سربلند بیرون آمد. او ابتدا مال و دارایی هایش را از دست داد و سپس فرزندان و خاندانش و در مرحله آخر نیز سلامتی اش را؛ اما از شكرگزاری اش كاسته نشد و به همین دلیل، پروردگار، همه ی چیزهایی كه از دست داده بود را به او باز گرداند.
اما بگذار بگویم كه صبر و مصیبت زینب چیز دیگری است. زینب خردسال رحلت بزرگترین مرد تاریخ را دید؛ شهادت خیرالنساء را از نزدیك لمس كرد؛ شریك غم درد و رنج تنهایی پدر شد...
اما این پایان مصیبت های زینب نبود! او باید قبل از ظهر آن روز چیزهای دیگری را نیز ببیند و دید. او فرق شكافته ی "قسیم جنة و نار" را دید و با اینكه دخترها بابای اند ولی در كنار سر شكافته پدر جان نداد. او باید می دید بعد از شهادت پدر، بر سر منبرها و در مسجدها، علی را لعن می كنند و دشنام می دهند. او باید غریبی برادرش حسن و بی وفایی یارانش نسبت به رهبرشان را ببیند، او باید در تشت، جگرهای امامی را ببیند كه پیامبر امت، او را سرور بهشتیان نامید. او باید تیرباران شدن تابوت صراط مستقیم را هم مشاهده كند...
همه ی این ها از زینب كوهی ساخت كه بتواند بار مصیبت عُظمی را تحمل كند. حسین جان مصیبت تو چقدر عظیم بود كه شیرزن بنی هاشم با تجربه ی این همه مصیبت، بعد از ظهر آن روز، اشبه الناس به مادرش شده بود؛ قدش خمیده شده بود و موهایش سفید و قلبش با ضربان "حسین" "حسین" لحظه شماری می كرد تا هر چه زودتر از این كره ی خاكی رخت بربندد و به سالار و محبوبش برسد.
اسطوره ی صبر! امروز مادران و خواهران و همسران شهدا به تو اقتدا می كنند و مردانه ایستاده اند و عَلَم رسوایی ظالمان تاریخ و یزیدیان زمانه را برافراشته نگه داشته اند.




طبقه بندی: مطالب ناب مذهبی،
[ پنجشنبه 9 آذر 1391 ] [ 06:36 ب.ظ ] [ غلام حیدر ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ


*السلام علیک یا قمرالعشیره*
هیئت قمربنی هاشم(محفل نوجوانان حسینی)
در سال 1387 با لطف
اهل بیت علیهم السلام تاسیس گردید.
جلسات هفتگی هر هفته پنجشنبه شبها
در آدرس ذکر شده برگزار میشود.
.ومن الله توفیق.

طراح قالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب