تبلیغات
هیئت قمربنی هاشم
هیئت قمربنی هاشم
محفل جوانان حسینی 

 

قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
ثبت لعن بر قاتلین حضرت زهراء (علیها السلام و الصلاة)-لعنة الله و لعنة رسول الله و لعنة وصیّه و ابناء وصیّه علی الثانی و الاول و الثالث و الرابع








لینک های مفید

حکایت ما و این ضریح، حکایت غریبی است؛ اینکه این ضریحِ شش‌گوشه، گوشه قلب تمام دوستداران حسین علیه‌السلام را تسخیر کرده است هیچ شکی نیست. مگر کسی می‌شود در این عالم باشد و حسین علیه‌السلام را دوست داشته باشد آن‌وقت دلش برای شش‌گوشه ملیح آن تنگ نباشد؟ مگر می‌شود در این عالم باشی و چشم‌هایت حتی برای یک بار، بارانی تشنگی کودکان طف شده باشد اما دلت برای ضریح شش‌گوشه حسین تنگ نباشد؟ مگر می‌شود بدانی قبر شیرخوار شش‌ماهه، روی سینه پدر بوده است و دلت برای شش‌گوشه تنگ نباشد؟ مگر می‌شود پیکر قطعه‌قطعه اکبر را شنیده باشی و بدانی که پایین پای پدر، تمام همان قطعه‌ها آرمیده‌اند و دلت، تنگ شش‌گوشه نباشد؟

اصلاً این شش‌گوشه، تمام معادلات هندسی عالم را به هم زده است. که گفته است که چهارضلعی، موزون‌ترین شکل هندسی است؟ با شش‌گوشه برای همیشه تمام گوشه‌ها و اضلاع عالم تسخیر می‌شود. این، حکایت از چشم‌های انسانی است.. چشم‌های ملکوت هم که جای خودش را دارد؛ فکر می‌کنم آنها جهان را از بالا شش‌گوشه می‌بینند؛ برای آنها زمین، کروی‌شکل نیست.. شش‌گوشه است و به همین خاطر است که در تمام عمر مجردشان، آن‌قدر در صف می‌ایستند تا برای یک‌بار هم که شده به لحظه شروع شش‌گوشگی عالم بیایند و پس از آن تا ابد حسرت آن لحظه را می‌خورند. حکایت ملکوتیان و فرشتگان هم که معلوم است.

اما در این سفر، حکایت حیوانات را هم با شش‌گوشه دیدیم. در متون تاریخی، از شیدایی ذوالجناح پس از شهادت ارباب بسیار نوشته‌اند و اینکه دیگر کسی آن اسب را ندید اما در طول این سفر، جلوه‌هایی از این دست را دیدیم. در ایران، کاروان ضریح وقتی روی دوش جاده‌ها مسیر را به سمت کربلا آغاز کرد هر کسی به اندازه وسع و وسعت خویش آمده بود و در این میان، در همان روزهای نخست بود که کسی یک دسته کبوتر را مقابل کاروان ضریح در هوا آزاد کرد؛ از آن همه کبوتر، یکی تمام مسیر کاروان را همراهی می‌کرد تا به کربلا رسید و عاشقانه شش‌گوشه را زیارت کرد.

این روزها که این قلم به واسطه فیض حضور همجواری، بارانی است و ضریح قدیمی، ساعت‌های آخر خود را هم سپری کرده است در همین زیر گنبد، یک کبوترچاهی هست که هر ازچندگاهی می‌آید و می‌رود. پر می‌گشاید و عاشقانه هوای کوی دوست را سیر می‌کند. دیروز بیش از یک ساعت، نگرانـش بودم؛ وقتی از گوشه دیوار زیر آیینه‌کاری سرش را بیرون آورد خوشحال شدم. به چشم‌هایش خیره شدم؛ برق می‌زد؛ آرام بیرون آمد مثل کسانی که سلام می‌دهند و دست بر سینه می‌ایستند. پرید. چرخی زد، بالا، پایین، چپ و راست، این سو و آن سو، و باز برگشت همان جا زیر آیینه‌کاری‌ها نشست. دوستی می‌گفت حواست هست هیچ وقت روی ضریح نمی‌نشیند این کبوتر؟

دنیا در تلاطم شش‌گوشه است.. انسان، ملک، حیوان، ... چقدر خوشحالم که در این میان، انسانم و انسانی مختار. اینجا صغری و کبری چیدن‌های فلسفی برای اثبات اختیار چقدر لذت‌بخش است.

منبع:مشـــرق




طبقه بندی: مطالب ناب مذهبی،
[ دوشنبه 9 بهمن 1391 ] [ 05:58 ب.ظ ] [ غلام حیدر ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ


*السلام علیک یا قمرالعشیره*
هیئت قمربنی هاشم(محفل نوجوانان حسینی)
در سال 1387 با لطف
اهل بیت علیهم السلام تاسیس گردید.
جلسات هفتگی هر هفته پنجشنبه شبها
در آدرس ذکر شده برگزار میشود.
.ومن الله توفیق.

طراح قالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب